ماجراهای هم و غم
+ آقا ... آقا بیدار شو
بله؟
+سلام
علیک سلام
+ فیلم تموم شده.
من که تموم نشدم
+ پاشو برو خونتون
نپاشم چی؟
+ می خوایم درو ببندیما
بازم به در بسته بخورم؟
+ برو خونتون هر چی دوس داری بخور
اینجا که همه چی گرون بود.
+خودتون گرون کردید خب
ولی اونجا که بودیم اینطور نبود.
+کجا؟
نارمک . بازم باس بریم اونجا
+ خب پس میرید؟
نه نمیریم
+ چرا؟
آخه میخوام دفتر تماشاچیان سابق راه بندازم
+ برای چی؟
تا تجربیاتم رو در اختیار دیگران بزارم
+اصلا مگه اختیار دارید؟
خواهش میکنم. شما اختیار دارید.
+ قربون شما. اختیار ما هم دست شماست
پس بزار به کارم برسم
+ اما مهلت فیلم دیدنتون تموم شده. برید یه روز دیگه بیاید. مثلا چهار سال دیگه
آخه من یه منتقد بالفطرهام . راحت میتونم این فیلم رو نقد کنم
+ مگه چک برگشتیه. نکنه شما شرخری ؟
پول واسه مایحتاج روزانه نمونده. شما میگی شر بخریم؟
+ من که نمیگم اما بیرون نرفتن شما اینو نشون میده
دیدی یه چیزی نشون میده؟ تا وقتی که نشون بده من میمونم ببینم
+ ولی...
ولی بی ولی. سینما هم با ولی؟ مگه مدرسه ست؟
+ آخه دیرمون شده باس بریم خونمون
خونتون کجاست
+سینما
اونو که پلمپ کردیم
+ شما پلمپ کردی؟
چی؟ ما؟ نه بابا این آب میوه رو گفتم پالمپ داره خیلی خوشمزه است. میخوری؟
+ از دست شما کم نخوردیم. ممنون
این هم خدمتی دیگر از ...
+ ولمون کن آقا. خدمت خدمت ... اینهمه به خدمتمون رسیدی بسته دیگه. یه کم استراحت کن
این یکی در بستهبندیهای جدیده ها دیدی؟
+کوش؟ ببینم؟
مگه تپه ست ببینیش؟
+ دیدن تپهها که کار شماست
آره... همشون رو دیدم!
+ خودت تنهایی؟
نه ... بالاخره ما هم تیم داریم
+ تیم فوتبال؟ همون که تقدیر شد؟
تقدیرشون همین بود
+ حریف دست و پا بسته بودن
دیگران دست و پای ما را بستند ما باز کردیم، ما دست و پای دیگران را میبندیم دیگران باز کنند
+ حتما سرتون هم زیر آب؟
زیرآبی واس همین وقتاست دیگه
+ شما که وقت شناسی بگو کی وقت رفتنه
تو برو منم میام
+ پس خداحافظ
خداحافظ
+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 13:46 توسط شایان
|
این وبلاگ به انتشار طنز نوشتههای شایان حسیننژاد در مطبوعات اختصاص دارد