فروش کلیه اجناس زیر قیمت بازار

 با بالا رفتن تورم و افزایش نیافتن قیمت کلیه... چی؟ چی شد؟ تورم رفته بالا و چیزی گرون نشده؟ مگه می‌شه؟... ما هم اولش تعجب کردیم تا اینکه متوجه شدیم مبلغی که به‌عنوان هدیه ایثار برای اهدا‌کنندگان زنده کلیه در نظر گرفته شده، تنها یک میلیون تومان است که در ۱۰ سال هیچ افزایشی نداشته.

 البته قیمت اهدای رسمی نیز با افزایش دو میلیون تومانی به مبلغ ۹ میلیون تومان رسیده است. در مجموع این عوامل باعث شده بازار دلالی کلیه رونق پیدا کند تا جایی که در بازار سیاه بعضی از کلیه‌ها تا قیمت ۴۰ میلیون تومان خرید و فروش می‌شود. اگر همین‌طور پیش رود و راهکاری برای این مقوله در نظر گرفته نشود، احتمال دارد به‌زودی شاهد تاسیس بنگاه‌های معاملات کلیوی باشیم. به نمونه‌ای از دیالوگ‌های احتمالی در این نوع بنگاه‌ها توجه کنید.
[فضای داخلی / آپارتمانی تقریبا ۷۰ متری/ دیوارها با تابلوهایی از قلب و کبد و کلیه تزئین شده/ صدای موسیقی ترسناکی به گوش می‌رسد/ چک‌چک آب فضا را وهم‌آلود کرده است]
خریدار کلیه: سلام آقا کلیه دارید؟
دلال کلیه: هر چی بخوای داریم تو فقط بگو چی می‌خوای؟
خریدار کلیه: یه کلیه O منفی می‌خوام.
دلال کلیه: یکی هست برای یه خانم دکتر بوده باهاش روزی یه لیوان آب می‌خورده فقط ۴۰ میلیون ناقابل.
خریدار کلیه: نه آقا این‌که خیلی گرونه.
دلال کلیه: این یکی چی؟ ۲۸ میلیون. فقط یه مقدار پرکاری داره مجبوری روزی ۴۳ بار دستشویی بری
خریدار کلیه: اینم خیلی گرونه وسع مالیم نمی‌رسه
دلال کلیه: نیومدی قلوه بخری که داداش معلومه گرونه. ارزون می‌خوای می‌تونی بری بازار سد اسمال دزدیش رو بخری.
خریدار کلیه: حالا شما یه کم قیمت رو بیار پایین‌تر.
دلال کلیه: یه کلیه دارم صاحبش قول داده تا آخر ماه مرگ مغزی بشه. ۲۰ میلیون مفت. ولی اگه نمرد پای خودت.
خریدار کلیه: اینجوری که نمی‌شه من الان نیاز دارم.
دلال کلیه: یه آقایی هست دوتا O منفی داره با قلب طاق می‌زنه یه چیزی هم سر می‌ده.
خریدار کلیه: قلب رو که خودم نیاز دارم.
دلال کلیه: یه کلیه سنگ‌ساز دیگه دارم. اگه آب‌طلا بخوری، احتمال داره سنگ‌هاش به طلا تبدیل بشه و خرجت رو دربیاره ولی ریسکش زیاده. 
خریدار کلیه: چی کار کنم دیگه مجبورم. مرسی آقا همین رو بپیچ می‌برم!


روزنامه فرهیختگان

اعزام توریست به مصر آری یا نه؟

 رابطه‌ ایران و مصر نزدیک به ۳۳ سال‌ شکرآب بود. در این میان عده‌ای که مشاهده کرده بودند «چراغ‌های رابطه تاریک است» سعی در روشن‌ کردن روابط به زور لامپ اضافی داشتند و دائم تن بابابرقی را در گور می‌لرزاندند.

 به میمنت و مبارکی با رفتن مبارک در حالی که تمام مردم جهان می‌گفتند مرسی و از یکدیگر تشکر می‌کردند، رابطه‌ ایران و مصر شکل تازه‌ای به خود ‌گرفت. با سفر محمود احمدی‌نژاد در زمستان گذشته به مصر، سفر گردشگران مصری به ایران بدون اخذ ویزا امکان‌پذیر شد. وزیر گردشگری مصر نیز در سفری ناگهانی به ایران، مجوز ورود گردشگران ایرانی به مصر را صادر کرد. بعد از اولین پرواز گردشگران ایرانی به مصر مخالفت‌هایی از سوی مصری‌ها صورت گرفت و باعث لغو اعزام گردشگر ایرانی به این کشور شد که ما از دلیل این مخالفت‌ها بی‌اطلاعیم. اما حدس زدیم برخی از دلایلش به شرح زیر باشد:
۱- احتمال اینکه به‌طور ناخودآگاه مجسمه‌هایی در میادین و پارک‌ها گم شود و کسی از حال آنها باخبر نباشد، زیاد است. خطر جدی مجسمه ابوالهول را تهدید می‌کند. 
۲- سلفی‌ها (همان سلف‌سرویسی‌ها) که تعریف حمله ایرانی‌ها به سفره‌های سلف‌سرویس در مراسم عروسی را شنیده‌اند، می‌ترسند غذا بهشان کم برسد یا اصلا نرسد و از گرسنگی تلف شوند.
۳- برخی سراغ زلیخا را می‌گیرند و می‌خواهند بدانند هنوز جوان است؟
۴- از آنجایی که هر گردشگر ایرانی در مصر به‌طور میانگین ۱۸۲ دلار در روز هزینه می‌کند در حالی که گردشگران اروپایی فقط ۷۲ دلار در روز خرج می‌کند، وزیر گردشگری مصر دلش برای گردشگر ایرانی سوخته و نخواسته با دلار ۴ هزارتومانی این همه هزینه روی دستش بماند.
۵- احتمال می‌رود ایرانی‌ها هافبک نفوذی‌های کم‌فروغ تیم‌های معروف‌شان را به مصر بفرستند و حضور هافبک نفوذی کم‌فروغ، قلوب مردم فوتبال‌دوست مصر را جریحه‌دار می‌کند. البته ایرانی‌ها هم بیکار نمانده‌اند و برای سفر نکردن به مصر دلایل قانع‌کننده‌ای در دست دارند به‌عنوان مثال:
۶- وجود انواع بیماری‌های مصری در کمین است
۷- مترجم، خطرناک‌ترین وسیله در سفر به مصر است. باید از آن دوری کرد
۸- اگر هفت گاو لاغر از نیل بیرون آمد و به جای هفت گاو چاق، ما را خوردند چه کسی پاسخگو است؟
۹- در مصر همیشه هفت در به رویمان بسته می‌شود و راه فرار نداریم
۱۰- یک عده اتوبوس تندرو در مصر موجود است که احتمال دارد زیرمان کند
۱۱- اگر کفش‌مان با کفش‌شان قاطی شود یقه‌ چه کسی را بگیریم؟
۱۲- ما توریست به مصر صادر کردیم و فردا آنها توریست‌های با یک «ر» اضافه‌تر به کشورمان صادر کردند تکلیف چیست؟
با توجه به دلایل بالا و شاید یک‌سری دلایل نامعلوم دیگر فعلا سفر به مصر تا خردادماه به حالت تعلیق درآمده است.


روزنامه فرهیختگان

معضلی به نام ترافیک یا چگونه از شر ترافیک خلاص شویم؟

ترافیک جزء لاینفک زندگی بشری شده، به طوری که روزمره با آن سر و کار داریم.

صبح‌ها که چشم باز می‌کنیم در ترافیک صف دستشویی با تحمل فشارها و درخواست‌های متعدد، این پا و آن پا می‌کنیم و خودمان را نامحسوس کنترل می‌کنیم. هنگامی که به محل کار می‌رویم در خیابان‌ها با ترافیک شناور دست و پنجه نرم می‌کنیم و امیدواریم غرق نشویم. زمانی که در محل کار به ظاهر ادای کار کردن درمی‌آوریم ولی به وبگردی می‌پردازیم، نگران تمام شدن ترافیک اینترنت هستیم و دعا می‌کنیم لنگر به ترافیک‌مان برخورد نکند. در حالی که اخبار انتخابات را از سایت‌های خبری پیگیری می‌کنیم، با ترافیک کاندیداها مواجه می‌شویم.
 ترافیک به‌گونه‌ای در زندگی ما رسوخ کرده که شاعر می‌فرماید: «پشت ترافیک خواستگارات می‌مونوم/ بی‌تابم و با آخرین سرعت می‌رونوم».ترافیک قانون دوم نیوتن را سرلوحه رفتاری خود قرار داده‌ به‌طوری که هیچ‌گاه از بین نمی‌رود فقط از خیابانی به خیابان دیگر، از اتوبانی به اتوبان دیگر، از این صفی به صف دیگر و حتی از انتخاباتی به انتخابات دیگر منتقل می‌شود. 
روزانه کلمات زیادی را در مورد ترافیک می‌شنویم که شاید معنی برخی از آنها را به درستی ندانیم. به‌عنوان مثال ترافیک سنگین نوعی از ترافیک است که با قرار گرفتن در آن، به دلیل وزن زیاد کمر راننده می‌شکند. ترافیک رایگان نیز ترافیکی است که شرکت‌های اینترنتی به مصرف‌کنندگان‌شان هدیه می‌دهند که مسبب اصلی انواع آلودگی اعم از هوایی و دریایی و صوتی و تصویری است. نوعی از ترافیک نیز وجود دارد که «ترا فیک» خوانده می‌شود. «فیک» در زبان مارگارت تاچر و شرکا به معنی دروغی و ساختگی‌ست. «ترا» نیز معمولا بعد از «مگا» و «گیگا» به‌کار می‌رود. حال «ترافیک» به‌طور دقیق چند ترا است؟ کار چه کسی است و آیا ادامه پیدا می‌کند؟ اینها همگی سوالاتی است که افکار جوامع بشری را با ترافیک سنگین مواجه کرده است!
یکی از راه‌های کاهش ترافیک استفاده از حمل‌ونقل عمومی است. خودروی همگانی مانند پیوستن به هرگونه ائتلاف، باعث کاهش شدید ترافیک می‌شود. باید اتومبیل‌های شخصی که کارایی خود را از دست داده‌اند و خودروی فرسوده نامیده می‌شوند به نفع اتوبوس جدید و مترو کنار بکشند و جا را برای جوان‌ترها باز کنند. دیگر راه کاهش ترافیک اعمال محدودیت‌های ترافیکی است که امیدواریم مسوولان ذی‌ربط هرچه سریع‌تر آن را اعمال کنند تا فقط شاهد حضور کاندیداهای دارای طرح ترافیک در سطح خیابان‌های شلوغ و پررفت و آمد شهر باشیم.


روزنامه فرهیختگان

تحریم یا تکریم گوجه‌فرنگی؟

 قاسم نوده‌فراهانی، رئیس شورای اصناف در مصاحبه‌ای گفته‌ است: «کاهش قیمت گوجه‌فرنگی در بازار به رفتار اقتصادی مردم بازمی‌گردد.

 مردم گوجه نخرند تا قیمت‌ها بشکند.» قیمت‌ها مگر شیشه است که به راحتی بتوان شکست؟ یا کمر اقشار آسیب‌پذیر است؟ نه آقا به همین راحتی‌ها نمی‌توان شکست آن هم در شرایطی که پشت مافیای گوجه، دست‌های پنهان غرب مشاهده می‌شود. گوجه‌فرنگی مانند توت‌فرنگی و توالت‌فرنگی و تمام چیزهای فرنگی دیگر یکی از تهاجم‌های فرهنگی است که گریبانگیر جامعه ایرانی شده است. غرب همه‌روزه با گران‌تر کردن این محصول استراتژیک، فشار فرهنگی و اقتصادی و سیاسی بیشتری بر خانواده ایرانی وارد می‌کند تا جامعه ایرانی را دچار فقر فرنگی‌ کند که خودش سال‌هاست در آن دست و پا می‌زند. قصد داریم با اشاره به فشارهای فرهنگی و اقتصادی و سیاسی و گران شدن گوجه، نقشه‌های شوم غرب را در اعمال فشار به خانواده‌های ایرانی نقش برآب کنیم.

  فشار اقتصادی
گرانی گوجه موجب شده خانواده ایرانی آن را از سبد خرید خود حذف کند و به سبد آرزوهایش اضافه کند. وقتی کالایی به سبد آرزو اضافه شود یعنی دسترسی به آن دشوار است. وقتی دسترسی به چیزی دشوار می‌شود، ایرانی جماعت برای دستیابی به آن تلاش بیشتری می‌کند. تلاش بیشتر برای دستیابی به گوجه مساوی است با صرف هزینه بیشتر و صرف هزینه بیش از درآمد موجب فشار اقتصادی زیادی می‌شود که خانواده ایرانی را با دردسر مواجه می‌سازد. 

  فشار فرهنگی
همچنین ‌گران کردن گوجه، فرهنگ ایرانی را نشانه گرفته است به این ترتیب که گرانی سبب می‌شود گوجه جایگاه خود را در غذاهای اصیل ایرانی مانند دیزی و کباب از دست بدهد. کمرنگ شدن نقش گوجه، موجب کم‌فروغ شدن دیزی و کباب می‌شود. با ادامه این روند دیزی و کباب که نقش پررنگی در فرهنگ ایرانی دارند، کم‌کم جایگاه خود را از دست داده و به ورطه نابودی کشیده می‌شوند و نابود شدن دیزی و کباب یعنی ضربه مستقیم به فرهنگ ایرانی. مشاهده می‌کنید به چه راحتی فرهنگ ایرانی را نشانه گرفته‌اند؟

  فشار سیاسی
یکی از ابتدایی‌ترین اصول اعتراض هر جامعه به مسوولانش، پرتاب گوجه به سمت مسوول است. حال با گران‌شدن گوجه این سوال پیش می‌آید که وقتی مسوولی اشتباه کرد، چگونه باید هدایتش کرد؟ چگونه باید او را به راه راست برگرداند، وقتی نمی‌شود گوجه خرید و به سمت مسوول پرتاب کرد، مسوول چگونه متوجه اشتباهاتش شود؟ وقتی مسوول راه صواب را از راه ناصواب تشخیص ندهد و جامعه نتواند راه درست را به وی نشان دهد، دچار صدمه‌های شدید سیاسی می‌شویم. با این اوضاع و تحمل فشارهای روزافزون آیا تحریم گوجه‌فرنگی کار خوبی ا‌ست؟ آیا نخریدن گوجه راه‌حل درستی‌ است؟ آن هم در شرایطی که تنها امید جبهه مبارزه علیه مافیای گوجه‌فرنگی که در سال‌های اخیر توانسته بود از سر خیابان‌شان گوجه ارزان قیمت تهیه کند، به‌زودی همرنگ جماعت شده و مجبور می‌شود گوجه کیلویی ۴۸۰۰ تومان خریداری کند؟


روزنامه فرهیختگان

هنرهای تبسمی


یه بار که داشتم غرق در شادی می‌شدم
نمی‌دونم کدوم احمقی نجاتم داد
       
هوای جیبم پاکه پاکه! 
       
ای که دستت می‌رسد
چراغا رو خاموش کن بخوابیم! 
       
یه روز از خواب که بیدار شدم
دیدم صدام در نمی‌یاد
نشسته ته حنجره‌ام دستشو زده زیر چونش داره فکر می‌کنه
هر چی می‌خواستم بهش بگم پس چرا در نمیای،
ولی خب صدایی نداشتم که بتونم بهش بگم! 
واسه همین خودمم فکر کردم، فکر کردم
الان به این نتیجه رسیدم که فکرکردن بهتر از هر حرفی رو زدنه


روزنامه فرهیختگان

پاره‌سنگ

 ترس که ورم داشته باشه رو باس باهاش مدارا کرد تا ورمش بخوابه!


بلند پرواز بود
چند بار که زدن تو پرش
دیگه نتونست پرواز کنه! 
     
عقلش پاره‌سنگ برمی‌داشت
تا ۷۰ متر پرت می‌کرد 
     
یه بار هم فشارم رفته بود بالا
بالای درخت! 
همون که عقلش پاره‌سنگ برمی‌داشت
با سنگ زد افتاد پایین
     
از خجالت یه طرفش سرخ می‌شد
مجبور بودیم برش گردونیم که هر دو طرفش 
سرخ بشه
یه بار یادمون رفت برش گردونیم سوخت!


روزنامه فرهیختگان

ماهی‌ها رو آخر بهار می‌شمرن!

سال‌هاست ماهی‌های قرمز به‌عنوان یکی از نمادهای هفت‌سین، جایگاه خود را در سفره‌های هفت‌سین خانواده‌های ایرانی باز کرده‌اند تا جایی که شاعر نیز در وصفش سروده «چه خوشگلی چه ماهی فدات بشم الهی».

 یکی از دشوارترین و دردسرسازترین تصمیم‌ها بعد از پایان تعطیلات نوروزی که فکر و ذهن اعضای خانواده را به خود مشغول می‌کند این است که با ماهی‌های سفره‌ هفت‌سین چه کنیم؟
قصد داریم برای رفع این مشکل دشوار و دردسرآفرین راهکارهایی را خدمت‌تان ارائه دهیم. شاید با خود بگویید دیگر عید تمام شده و راهکار به چه دردمان می‌خورد؟ مهم نیست. ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است. 
اول از همه راه‌های پیشگیری را خدمت‌تان ارائه می‌دهیم. نترسید قرار نیست از کالاهای لوکس استفاده کنید. همین که بدانید چگونه ماهی تهیه کنید کافی است. اینک راهکارهایی برای دستیابی به ماهی سفره هفت‌سین خدمت‌تان ارائه می‌دهیم:
- اگر سال‌های دیگر قصد داشتید ماهی بخرید حداقل سعی کنید از انواع کاربردی آن خریداری کنید. برای مثال اره‌ماهی خوب است. چون در انتهای عید می‌توانید آن را در جعبه ابزارتان قرار داده تا در مواقع ضروری از اره‌اش استفاده کنید. 
- قزل‌آلا انتخاب مناسبی است. شاید بگویید قزل‌آلا که قرمز نیست. به رنگ قرمز تعصب نشان ندهید که به طرفداری یکی از تیم‌های محبوب پایتخت متهم می‌شوید. اگر از اندازه بزرگ قزل‌آلا شکایت دارید باید بگوییم شاید در تنگ جا نشود ولی مهم نیست همیشه به آخر عید فکر کنید که اگر سبزه را در سیزده‌بدر به هدر نداده باشید، می‌توانید یک شب دیگر سبزی‌پلو با ماهی بخورید!
- اگر بتوانید از آب گل‌آلود ماهی بگیرید که دیگر نورعلی نور است. 
- به یکی از افراد بیکار خانواده بگویید «عزیزم چقدر ماهی» و او را روی سفره هفت‌سین بنشانید. 
باید بدانید در هیچ‌یک از سنگ‌نگاره‌های تخت جمشید نمی‌بینید کسی بر سفره‌ هفت‌سین خود، ماهی قرار داده باشد. در همین سنگ‌نگاره‌ها کسی را نمی‌بینید به جای ماهی، لاک‌پشت و سمندر و قورباغه و سوسمار و کروکودیل قرار دهد. برای جبران جای خالی ماهی نیاز نیست به اینها رو بیاورید. 
اگر می‌گویند عید تمام شد و نمی‌شود از راه‌های پیشگیری استفاده کرد، راه‌های درمان را امتحان کنید. نگهداری از ماهی نیاز به صرف هزینه‌هایی از قبیل پول و وقت دارد. اینکه بگویید پول ندارم برایش غذا بخرم مورد قبولش نیست، ماهی با آب خالی که سیر نمی‌شود. آنها مثل زن و بچه انسان‌ نیستند و اقتصاد و گرانی و تورم و... حالی‌شان نمی‌شود. پس بهتر است هر چه زودتر از شرش خلاص شوید. 
حال این سوال پیش می‌آید چگونه از شر ماهی قرمز خلاص شویم؟ با شیوه‌های نوینی که در اختیارتان قرار می‌دهیم با ما همراه باشید:
- ماهی را رنگ کنید و جای قناری بفروشید. علم آنقدر پیشرفت کرده آدم را رنگ می‌کنند و می‌فروشند. 
- می‌توانید زیرآب ماهی را بزنید تا از بی‌آبی بمیرد. 
- هر روز روبه‌روی تنگ بنشینید و برای ماهی‌تان از بهار گذشته تعریف کنید. اینکه از آن بهار تا این بهار چقدر همه چیز گران شد و شما خوشحال شدید و بهتان خوش گذشت. از بهار آینده‌ای که احتمالا در راه است باز هم همه چیز گران می‌شود و چقدر خوشحال‌تر می‌شوید و بهتان خوش‌تر می‌گذرد. مطمئن باشید ماهی خودش را در دجله خواهد کشت. 
- اگر ماهی را در تنگ چینی قرار داده بودید تا به حال بارها تنگش سوراخ شده بود و ماهی نرسیده به دجله جان سپرده بود. 
- یک قانونی هست که می‌گوید ماهی کوچک را ماهی بزرگ می‌خورد. بگذارید ماهی کوچک‌تان را ماهی‌های بزرگ و بزرگ‌تر بخورند و شما تعقیب‌شان کنید تا به سر دسته ماهی‌ها برسید و اگر اسمش جمشیدی چیزی بود بدانید به بزرگ‌ترین مافیای ماهی رسیده‌اید. آنقدر سرش را به لب دجله بکوبید که بمیرد. این روش دستگیری هر نوع مافیای دیگری هم هست. 
- بنزین درون تنگش بریزید. حالا اگر در تنگ هم نریختید اشکالی ندارد همین که خبر بنزین ۲۵۰۰ تومانی را بشنود جا در جا برایتان می‌میرد. 
- اگر از روش‌های بالا نتیجه نگرفتید به هر ضرب و زوری که امکان‌پذیر است، به خدمت ماهی‌ها برسید!
اگر از دنیا و مافی‌ها به تنگ آمدید یعنی اینکه حالِ ماهی‌ها را درک می‌کنید. اینک می‌توانید از طرح‌ رهاسازی ماهی‌های سفره هفت‌سین در دریاچه پارک چیتگر که به همت شهرداری تهران ترتیب داده شده است استفاده کنید. عجله کنید هنوز هم وقت هست.


روزنامه فرهیختگان