فقط برای جوری جنس!

همان‌طور که در رویای چاپ شدن عکس‌تان روی جلد مجله‌های مد و فشن قرار داشتید، یکی از فروشنده‌ها روی شانه‌تان می‌زند و می‌پرسد: «عزیز جان؟ کجایی؟ همان‌طور که در رویای چاپ شدن عکس‌تان روی جلد مجله‌های مد و فشن قرار داشتید، یکی از فروشنده‌ها روی شانه‌تان می‌زند و می‌پرسد: «عزیز جان؟ کجایی؟ اندازت بود؟» می‌گویید کمی برایتان گشاد است و اگر می‌شود تعویضش کند. قانونی نانوشته در تمام بوتیک‌ها جاری است. اگر لباسی گشاد باشد بعد از شست‌وشو حتما آب می‌رود و اگر لباسی تنگ باشد بعد از پوشیدن حتما جا باز می‌کند. به ناچار همان لباس را انتخاب می‌کنید. قانون دیگری که در بوتیک‌ها جاری است، این است که هر لباسی انتخاب کنید فروشنده حتما خواهد گفت: «اتفاقا خودم هم یکی از همین دارم. دو ساله می‌شورم و می‌پوشم.» این را در حالی می‌گویید که قبل از این گفته لباس مد امسال است و تازه به بازار آمده! اینکه چطور خودش دو سال می‌پوشد و می‌شوید جای بحث هم ندارد. آدم که با چنین زبان دوگانه‌ای بحث نمی‌کند! بعد از آن فروشنده برایتان از معروفیت مارک و برند می‌گوید؛ اینکه چه کسانی از این مارک لباس استفاده می‌کنند. خودتان را با جانی دپ و جورج کلونی هم‌تراز احساس می‌کنید. بادی به غبغب می‌اندازید. کاش جیب‌تان هم اندازه آنها پرپول بود تا این باد همیشگی باشد! وقتی از کشور تولید‌کننده لباس‌ها می‌پرسید فروشنده یکی از کشورهای اروپایی را معرفی می‌کند. با خود می‌گویید پس این همه تحریم شامل چه چیزهایی شده که تمام مارک‌های معروف و گرانقیمت جهان در این بوتیک یافت می‌شود؟ ؟ اینجاست که می فهمید تحریم ها به هیچ وجه اثر ندارد. بعد از کلی تعویض لباس و کلنجار با فروشنده به اتاق پرو می‌روید و لباس‌های خودتان را می‌پوشید. وقتی از پرو خارج می‌شوید یکی از فروشنده‌ها مجدد شروع به تعریف و تمجید می‌کند. متذکر می‌شوید که این همان لباس‌های قدیمی خودتان است. فروشنده خجل شما را به سمت صندوق هدایت می‌کند. حالا به بحث شیرین تخفیف رسیده‌اید. صندوق‌دار هزار قسم و آیه می‌آورد که این لباس‌ها سودی ندارد و فقط برای جوری جنس آن را آورده‌اند. تقریبا هر خریدی که انجام دهید و خواستار تخفیف شوید با همین جواب کلیشه‌ای مواجه می‌شوید. اصلا معلوم نیست سود در چه چیزی است که هیچ‌کس سراغش نمی‌رود و همه دنبال جور کردن جنس‌شان هستند؟ اصلا اگر سود ندارد چرا این همه زحمت به خودشان می‌دهند و وقت‌شان را تلف می‌کنند و بوتیک باز می‌کنند؟ آنها هم مثل ما بیکار بگردند که حداقل متضرر نشوند! بالاخره با انواع و اقسام چانه‌زنی تخفیف می‌گیرید. در حالی که جیب‌تان خالی شده از بوتیک خارج می‌شوید. نگاهی به شیشه مغازه می‌اندازید. هنوز اتیکت‌های تخفیف هفتاد درصدی به چشم می‌خورد و شما به تخفیف ناچیزی که گرفتید، می‌نازید!


روزنامه فرهیختگان