یه روز تصمیم گرفتم به انگشت کوچیکه پام رسیدگی بیشتری کنم، تقویتش کنم، هر چی خواست براش فراهم کنم، از برخوردش با پایه مبل و صندلی جلو‌گیری کنم، حتی یه مدت از انگشت‌های دیگه جداش کردم تا در آرامش بیشتری زندگی کنه. همه این کارا رو کردم تا بالاخره تبدیل به قلب بشه، چون شنیده بودم پا قلب دوم انسان ِ ولی هیچ تغییری درش حاصل نشد. یه روز مغز منو کشید یه گوشه‌ای و گفت: ببین رفیق هر کسی یه ظرفیت خاصی داره، از کسی بیشتر از ظرفیتش انتظار نداشته باش!


روزنامه فرهیختگان