سهم
شب بود
وسط جنگل
ماه میون برکه داشت غرق می شد
حس دهقان فداکار بهم دست داد
باید ماه رو نجات می دادم
با یه سطل آب شروع کردم به خالی کردن آب برکه
ولی حالا ماه دوتا شده بود
یکی میون سطل
یکی میون برکه
اون موقع بود که فهمیدم هر کسی سهم خودش رو از ماه نجات می ده !
وسط جنگل
ماه میون برکه داشت غرق می شد
حس دهقان فداکار بهم دست داد
باید ماه رو نجات می دادم
با یه سطل آب شروع کردم به خالی کردن آب برکه
ولی حالا ماه دوتا شده بود
یکی میون سطل
یکی میون برکه
اون موقع بود که فهمیدم هر کسی سهم خودش رو از ماه نجات می ده !
روزنامه فرهیختگان
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 11:37 توسط شایان
|
این وبلاگ به انتشار طنز نوشتههای شایان حسیننژاد در مطبوعات اختصاص دارد